على زمانى قمشه اى

331

هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )

استوار بر كتاب تجريد الاعتقاد تأليف خواجه نصير الدّين طوسى ( متوفاى 672 ق ) به نام شرح تجريد الاعتقاد . وى در جاهاى متعدد اين شرح ، پس از پژوهش در هر مسئله ، نظريات خويش را ابراز داشته كه از جملهء آن‌ها نظريه‌اى است دربارهء « قانون جاذبه عمومى » ( قانون كشش و ربايش اجسام ) . علّامه شعرانى پس از كاوش و بررسى دربارهء اين قانون ، بر اين باور است كه « حق آن است كه نام اين قانون ( گرايش عمومى ) باشد » . و اينك توضيح سخن : از ديرباز دانشمندان مىدانستند يك نيروى مرموز بين اجسام و اجرام زمين و فضا حاكم است . موريس مترلينگ ، پژوهش دربارهء قانون جاذبه را به دانشمندان پيش از اسلام نسبت داده و نوشته است : قانون بزرگ جهان كه تاكنون قانونى بزرگ‌تر از آن به نظر نوع بشر نرسيده قانون جاذبه است كه « نيوتون » دانشمند معروف انگليسى كاشف آن بود . مورّخان ، كشف اين قانون را از طرف نيوتون معلول اين مىدانستند كه سيبى از درخت افتاد و نيوتون كه سقوط سيب را ديد با خود گفت : حال كه سيب از درخت مىافتد پس براى چه ماه و ستارگان به زمين نمىافتند ؟ پلوتارك كه چندين قرن پيش از ميلاد مىزيسته در كتاب خود مىگويد : ما حيرت مىكنيم كه براى چه ماه سقوط نمىكند و روى زمين نمىافتد . . . ؟ امّا كپلر منجّم معروف آلمان خيلى زودتر از نيوتون درصدد برآمد كه قانون جاذبهء زمين را كشف كند . مقصود اين است كه حتى از هزاران سال پيش از نيوتون ، جهانيان مىدانستند كه يك قوّهء عجيب و مرموزى وجود دارد كه ستارگان بزرگ و كوچك